شهرزاد در عروسی خاله جون

مامان جون برای شهرزاد خانم یک لباس عروس زیبا دوختند و شهرزاد رو بسیار زیاد خوشحال کردند. راستش من دوست نداشتم برای شهرزاد لباس عروس بخرم، نمی‌دونم ولی خوشم نمی اومد ولی چون خودش خیلی دوست داشت مامان جون براش یکی دوختند و البته شهرزاد هم خیلی خوشحال شد.

این هم از عروس خانم ما. راستی من شدم مامان عروس


تاریخ : 31 شهریور 1393 - 17:30 | توسط : مهداد | بازدید : 675 | موضوع : وبلاگ | 3 نظر

دختر هنرمند من

شهرزاد جون امسال تابستان علاون بر اینکه یک دوره کلاس نقاشی رفت، کلی هم خونۀ مامان جون قلاب‌بافی یاد گرفت. دخترم مثل مامان جونش هنرمند هست و عاشق کاردستی و خلاصه هر چه من بی‌هنرم دخترم هنرمند. از مامان جون قلاب بافی یاد گرته و این روزها بیشتر خونۀ مامان جون می‌مونه و قلاب بافی می‌کنه. دو تا دستگیره برای مادرجون(مامان بابا مهدی) هم بافته که حسابی مادرجون رو خوشحال کرد.

ایشاله ازش عکس می‌گیرم و می‌ذارم. یک روز صبح از خواب بیدار شدم و دیدم که شهرزاد توی رختخواب خوابیده در حال بافتن هست. از خنده غش کردم. گفتم یعنی تو اینقدر عاشقHeart Smile بافتن هستی و چقدر هم ماهری که خوابیده می‌بافی.  در عکس پایین هم مشغول بافتن هست و با رستا جون عکس گرفتند.


تاریخ : 09 شهریور 1393 - 20:21 | توسط : مهداد | بازدید : 528 | موضوع : وبلاگ | نظر بدهید

شهرزاد تنهایی بیرون می‌رود

شهرزاد جون اینجا با دایی و زندایی و رستا و مامان جون و باباجون رفتند کباب یادبود. خیلی هم بهش خوش گذشته. اینم دو تا عکس که دایی جون ازش گرفته.


تاریخ : 08 شهریور 1393 - 13:23 | توسط : مهداد | بازدید : 587 | موضوع : وبلاگ | 2 نظر

اینم زحمت دایی جون

این عکس‌ها رو دایی از شهرزادجون گرفته. چند تا از عکس‌ها رو وقتی دایی خواب بوده شهرزاد جون رفته بیدار کرده و گفته پاشو از من عکس بگیر. دایی جون مهربون هم پاشده و از دختر ناز من عکس گرفته.

این عکس‌ها مال تابستان 93 هست که من دیروز از برادر گلم گرفتم و حالا برای شهرزاد جون می‌ذارم. خدا رو شکر می‌کنم که خانواده مهربانی دارم.

این پایینی همون عکس هست که شهرزاد دایی رو بیدار کرده. بقیه رو من نذاشتم چون خیلی مشابه هم بودند.


تاریخ : 08 شهریور 1393 - 13:18 | توسط : مهداد | بازدید : 643 | موضوع : وبلاگ | یک نظر