ریزش برگ درختان

شهرزاد جونم رفته بود توی حیاط که راه بره روی برگ‌ها. خیلی از این کار خوشش می‌آد. منم یک عکس ازش گرفتم. دختر ناز من خیلی بازگوش هست و عاشق بازی‌کردن هست. ناگفته نماند که خیلی هم کارتن دوست داره. جالب اینجاست که وقتی کارتنی پخش می‌شه شهریار سریع شهرزاد رو صدا می‌کنه. قربون دو تایی‌تون بشم من. خدایا شکرت که این بچه‌ها را به من دادی اگرچه خیلی شیطون هستند.

بخند عزیزم تا دنیا به روت بخنده. وقتی می‌خندی زندگی من رو زیباتر می‌کنی.


تاریخ : 19 آذر 1392 - 18:33 | توسط : مهداد | بازدید : 590 | موضوع : وبلاگ | 4 نظر

عکس تازه

اینجا حاضر شده بودیم که بریمخونۀ مامان جون. یه عکس از بچه‌ها گرفتم.

ژاکت تن شهرزاد جون رو هم مامان جون مهربون بافتند. ممنون از این مامان خوبم. به اندازه دینا دوست‌تون دارم.

حالا که خودم بچه دارم می‌فهمم مامانم چه احساسی نسبت به من دارند. دختر گلم امیدوارم تو هم روزی مادر بشی تا دوست داشتن منو بیشتر درک کنی. به اندازه تمام دنیا دوستت دارم.


تاریخ : 09 آذر 1392 - 21:51 | توسط : مهداد | بازدید : 488 | موضوع : وبلاگ | 6 نظر

وای از دست تو خاله جون

هرچی می گردم یک عکس خوب ندارم که واست بزارم عزیزم .


تاریخ : 06 آذر 1392 - 19:59 | توسط : مهزاد | بازدید : 590 | موضوع : وبلاگ | 3 نظر